![]() |
![]() |
|
| مالکنون دی سر اوی رسی چه کنوم سی ندیدنت |
|
زغمت چه بگوم كه زغمت هرچه بگوم بازم كمه بهتره كه وت بگوم عشق تو ماتمه زي زندگمه كي تبه باكوشي تيه چطور بگوم كه زنديم سرتاسرش غمه |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 14:15 توسط احسان ش × |
|
از جبال بختیاری قله ای در هم شکست
بختیاریها را بگوید پیر پرچم دار رفت
کجا رفته ای ای بلند آفتاب
برون آی بر فرق کندم بتاب
سرنا ها را بشکنید کرنا ها را غلاف کنید
سرنا ها را بشکنید دیگر بر پوست خشک دهل نکوبید
دیگر شنیدن نغمات و مقام ها بعد توای استاد دیگر لذت ندارد
دیگر کدام استاد ساز توان نواختن دارد
دیگر کدام حنجره توان متوسل شدن به ادای یاریارهای ایل را دارد
دیگر کدام زن می تواند فرزندی بزاید که پا جای استاد گذارد
دیگر کدام زوج توان رسیدن به هم را دارند
که دیگر صدای سورنا یش به گوش زنان و مردان نمی رسد
هیف و صد هیف که کرنا کش دل تنگی های اهالی ده
دیگر نمی تواند رزم مر دانش را در میدان پر التهاب چوب بازی ببیند
افسوس و صد افسوس که سر انگشتان استاد
دیگر توان ضربه زدن بر سوراخ های سرنا را ندارد
تا آتش بزند وجود مان را
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آذر 1384ساعت 22:45 توسط احسان ش × |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
زرد کوه شیمبار(در باره مسعود بختیاری) قله تل سایتی برای آپ لود اقا جلال ضرب المثل لری ایسنا (خوزستان) اساره بختیاریان آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|