![]() |
![]() |
|
| مالکنون دی سر اوی رسی چه کنوم سی ندیدنت |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 15:26 توسط احسان ش × |
|
|
ایل گُفتم روحِ من آتش گرفت
قلب پُر اندوه من آتش کرفت
یاد باد آبادی وسرسبز ایل
مردومان پاک و یک رنگ و اصیل
نان و دوغ و پونه و کشک و کره
آغل بزغاله و میشو بره
کاشک بر میگشت طعم مشک و دوغ
خسته ام از این همه مکر و دروغ
کاش از اون مادر بزرگ ساده پوش
اندکی اندرز میکردیم گوش
این همه نیرنگ و مکرو هیله ها
کاش میرفت پشت میاه ها
کاش درحق تمام ادما
محربان بودیم مثال چشمه ها
میشود روزی دباره ایل ما
باز گردد مایه ی تکمیل ما
ما به ایل وایلیاتی دل خوشیم
توسن حرس و طمع را میکشیم
تا سعادت راه ایل هموار گشت
شود عیان محصول ما در پن دشت منبع: منوچهر زنگنه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 15:24 توسط احسان ش × |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
زرد کوه شیمبار(در باره مسعود بختیاری) قله تل سایتی برای آپ لود اقا جلال ضرب المثل لری ایسنا (خوزستان) اساره بختیاریان آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|